#Amsterdam Instagram Photos & Videos

Amsterdam - 23.6m posts

Top Posts

  • #tgif // where are travelling this summer?•
  • #tgif // where are travelling this summer?•
  • 1226 29 14 hours ago
  • Amsterdam is like a musical and that is why you can see dancing houses often around!🎼🎺🏘 Enjoy your weekend everyone!😉🙋🏻‍♂️
  • Amsterdam is like a musical and that is why you can see dancing houses often around!🎼🎺🏘 Enjoy your weekend everyone!😉🙋🏻‍♂️
  • 1534 17 15 hours ago

Latest Instagram Posts

  • When ‘IAMSTERDAM’ is too crowded .
  • When ‘IAMSTERDAM’ is too crowded .
  • 43 1 4 hours ago
  • ✈️KLM
  • ✈️KLM
  • 4 1 4 hours ago
  • ای گلِ سرخ و یاقوت و ریحان
ای ماهی شناور در آب زندگی ام
ای مهتابی که هر شب از دریچه‌ی کلماتم می‌تابی
ای بزرگ‌ترین فتح در بین فتوحاتم
ای آخرین وطنی ...
  • ای گلِ سرخ و یاقوت و ریحان ای ماهی شناور در آب زندگی ام ای مهتابی که هر شب از دریچه‌ی کلماتم می‌تابی ای بزرگ‌ترین فتح در بین فتوحاتم ای آخرین وطنی که در آن زاده می‌شوم و در آن به خاک سپرده می‌شوم شک داری که تو درخشش چشمان من هستی و دستانت تداوم نورِ دستان من است شک داری که من در توام و تو در من ای آتشی که تمام هستی ام را فراگرفته‌ای ای میوه‌ای که شاخه‌هایم را سرشار کرده‌ای و مثل آتش‌فشان فوران می‌کنی ای که مثل باغ‌های تنباکو خوش‌بویی به من بگو چگونه خود را از امواجِ سیل رها سازم بگو چاره[ام] چیست؟ که دلتنگی‌هایم به مرز پریشان‌گویی رسیده است #Vienna #Brussels #Sofia #Copenhagen #Helsinkiinki #paris #berlin #Athens #Amsterdam #warsaw #oslo #rome #Lisbon #bern #ankara #kiev #Stockholm #london #Bucharest #madrid #Sarajevo #baku #Tbilisi #Belgrade #moscow #istanbul #SaintPetersburg #Barcelona #Munich #mustseeiran
  • 332 13 12:16 PM Jul 6, 2018
  • گنجشککِ دلم
اردیبهشتم
ای ماسه‌ی دریا و ای درختستانِ زیتون
ای طعم برف و ای طعم آتش
رایحه‌ی کفر و یقینم
من از ناشناخته‌ها می‌ترسم ؛ پناهم بده
از تاری...
  • گنجشککِ دلم اردیبهشتم ای ماسه‌ی دریا و ای درختستانِ زیتون ای طعم برف و ای طعم آتش رایحه‌ی کفر و یقینم من از ناشناخته‌ها می‌ترسم ؛ پناهم بده از تاریکی می‌ترسم ؛ مرا در بر بگیر سردم است ؛ مرا بپوشان برایم قصه‌های کودکانه بخوان برایم آواز بخوان که من از آغاز پیدایش در جستجوی تکیه‌گاهی برای پیشانیم بودم و گیسوان زنی که مرا روی دیوارها بنویسد ، آنگاه محوم سازد در جستجوی زنی بودم که مرا تا نزدیکی خورشید ببرد و رهایم کند در جستجوی لب‌های زنی بودم که مرا مثل گردِ طلای ساییده شده دربیاورد شکوفه‌ی زندگیم بادبزنم چراغم نخلستانم برایم از رایحه‌ی لیمو پلی بساز مرا مثل شانه‌ی عاج در سیاهی گیسوانت بگذار و فراموشم کن من قطره‌ای آب سرگردانم که در تقویمِ پاییز مانده‌ام عشقت مرا شگفت‌زده می‌کند. مثل اسب توسن قفقازی مرا زیر سم‌هایش می‌اندازد و در آب چشمم خود را می‌شوید نزار قبانی
  • 421 25 7:11 AM Jul 6, 2018